ديگه تمام شد
التماس دعا ...
التماس دعا ...
![]()
اگر چه طي شد شبم به فال چشم هاي تو
مرا رها نمي كند خيال چشم هاي تو
هميشه تشنه مي شود كوير چشم هاي من
به چشم هاي روشن و زلال چشم هاي تو
كجا هواي شرجي و جنوب لحظه هاي من
كجا طراوت تو و شمال چشم هاي تو
خواب ديده ام شبي كه به سكوي عاشقي
فقط نصيب من شده مدال چشم هاي تو
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
مطرب عشق عجب ساز و نوايي دارد
نقش هر نغمه كه زد راه به جايي دارد
عالـم از ناله عشـــاق مبـادا خالـــي
كه خوش آهنگ و فرح بخش هوايي دارد
پير دردي كش ما گر چه ندارد زر و زور
خوش عطا بخش و خطا پوش خدايي دارد
از عدالت نبود دور گرش پرسد حال
پادشاهي كه به همسايه گدايي دارد
اشك خونين بنمودم به طبيبان گفتند
درد عشقست و جگر سوز دوايي دارد
ستم از غمزه مياموز كه در مكتب عشق
هر عمل اجري و هر كرده جزايي دارد
نغز گفت آن بت ترسا بچه باده پرست
شادي روي كسي خور كه صفايي دارد
خسروا حافظ درگاه نشين فاتحه خواند
وز زبان تـو تمنـاي دعــــــــــايي دارد
![]()
خدایا منو ببخش ...
تو اي جانان من در انتظارم
بيا اي مونس دل بي قرارم
بيا پيمانه ام لبريز عشق است

بيا در خواب نازم اي نگارم
براي آنكه بينم روي ماهت
به يادت لحظه ها را مي شمارم 
تو هستي محرم راز دل من
بيا اي مونس شب هاي تارم 
به عاشق كن نگاهي از سر شوق

كه از هجر رخ تو غمگسارم

دوستت دارم تا ابد ....![]()
![]()
![]()
با هفت تا آسمون پر از گل های یاس و میخک ![]()
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک ![]()
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک ![]()
فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک


عزیزترینم تولدت مبارک ... ![]()
كو محرم رازي كه پيامم برساند ؟
كو باد صبايي كه سلامم برساند ؟
اي مرغ سحر،كن گذري جانب دلدار 
گو گفته گرمي ز زبانم بستاند
از بهر وصالش همه شب ديده به راهم 
تا آن كه خداوند به كنارم بنشاند
دارم غم دلدار،كه گويم غم خود را 
شايد كه به جان آيد و جانم بستاند
گر زنده به جسمم به تمناي وصالم
تا يار درآيد ز عذابم برهاند

آنچه قلم می نویسد چون سراب است
آن چه عقل می پندارد چون حباب است![]()
آن چه قلب احساس می کند لایزال است![]()




ای آنکه بجز تو هوایی بسرم نیست
کسی در نظرم نیست
جز یاد عزیزت
کسی همسفرم نیست
مرا یار دگر نیست
عطر تو و احساس تو را کسی نفهمید
دلت از همه رنجید
من مثل تو از دست همه رنج کشیدم
جز غصه ندیدم
ای تو همدم
ای تو همدل
عاشقم من
عاشق تو
ای تو تنها خوب دنیا
با تو دارم گفتنی ها
ای وفادار، نازنین یار
ای نشسته بر دلت خار
عاشقم من
عاشق تو
با تو دارم گفتنی ها
دوباره شب 
دوباره سکوت
دوباره تنهایی
دوباره من و یک دنیا خاطره , دوباره تنها شده ام , دوباره دلم تنگ است , به اندازه غم یک گل پژمرده , به اندازه
سوز و تب یک دشت باران نخورده , به اندازه اندوه یک مرغ قفسی
دوباره صورتم نم اشک را حس کرد
دوباره باران را به انتظار نشسته ام
دوباره درد را به مدارا نشسته ام
دوباره دلشوره را به دل نهفته ام
دوباره می خواهم به سوی تو بیایم
دوباره دلم هوای تو را کرده